خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح میداد، گوش کرد اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که «راز خوشبختی» را برایش فاش کند. پس به او پیشنهاد کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر به نزد او بازگردد.
مرد خردمند اضافه کرد: «اما از شما خواهشی دارم.» آن گاه قاشق کوچکی به دست پسر جوان داد و دو قطره روغن در آن ریخت و گفت که: «در تمام مدت گردش این قاشق را در دست داشته باشد و کاری کند که روغن آن نریزد.«
مرد جوان شروع کرد به بالا و پایین کردن پلهها...
در حالی که چشم از قاشق برنمیداشت. دو ساعت بعد نزد خردمند بازگشت.
مرد خردمند از او پرسید: «آیا فرشهای ایرانی اتاق ناهارخوری را دیدید؟ آیا باغی که استاد باغبان ۱۰ سال صرف آراستن آن کرده است، دیدید؟ آیا اسناد و مدارک ارزشمند مرا که روی پوست آهو نگاشته شده، دیدید؟
ادامه مطلب...
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»
از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
ادامه مطلب...
.
.
.درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند
.
.
.نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم
.
.
.سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید
.
هر شب مرا با خود میبری ،
میبری به جایی که تاریک است و روشنایی آن تویی
هرشب مرا به اوج میبری ، میرسیم به جایی که نگاهت همیشه آنجا بود
ما یکی شده ایم با هم ، همیشگی شده عشقمان، بگو از احساست برای من...
همیشه میگویم تو تا ابد برایم یکی هستی ،
یکی که عاشقانه دوستش دارم ، یکی که برایم یک دنیاست....
دنیای زیبایی که درون آنم ،
ببین یک دیوانه دائم نگاهش به چشمان توست ، من همانم!
ببین که حالم ، حال همیشگی نیست ، اینجا ، همینجایی که
هستی باش، که قلبم بدون تو زنده نیست
ما عاشقانه مانده ایم برای هم ، من برای تو هستم و تو برای من ،
تمام نگاهت را هدیه کن به چشمان عاشق من...
هر زمان فکر بی تو بودن میکنم نفسم میگیرد،
اگر نباشی قلبم بی صدا میمیرد،مثل حالا باش ،
مثل حالا عاشقانه دوستم داشته باش ، نه اینکه فردا بیاید و بیخیال ما باش....
گفته بودم که با تو نفس میگیرم ،
گفته بودم با تو در این زندگی تنها رنگ عشق را میبینم ،
رنگی به زیبایی چشمانت ،
اگر دست خودم بود دنیا را فدا میکردم برای همیشه داشتنت
تو را با هیچکس عوض نمیکنم ، عشقت را همیشه
در قلبم میفشارم و به داشتنت افتخار میکنم
تو را که دارم دیگر تنهایی را در کنارم احساس نمیکنم ،
غم به سراغم نمی آید و دیگر به جرم شکستن اعتراف نمیکنم!
ما یکی شده ایم با هم ، گرمای زندگی با تو بیشتر میشود
و اینجاست که دیوانه میشود از عشقت دل عاشق من...
به همین صفحه مانیتور نگاه کن که میتونی بخونی ! می تونی فکر کنی ، می تونی ... اوه ه ه ه ه اگه بخوام بنویسم که میشه یک میلیون بهانه برای شادی
خب ! امروز و فردا ! یک کار برای گلها بکن . چند قطره آب و یک افشانه برای شستن خاک از روی یک برگ ! آره فقط یک برگ... با عشق این کا رو بکن
عزیز! تو برای این که بچه غذا بخوره باید براش میل ایجاد کنی!
این طرف ، چی تو فکرش بود که اون حرفو به من گفت ؟
گوینده تلوبزیون : ببخشید انگیزه شما از شرکت در این امر خیر چیه ؟
انگیزه شما از خواندن این مطالب چیست ؟
به نظر می رسد این نوع سوال ها پایانی نداشته باشد . جالب این است که برای هر یک از موارد بالا پاسخی ارائه می شود ، بعضی از پاسخ ها کلیشه ای هستند ، برخی پاسخ ها به دلمان نمی نشیتد و برخی پاسخ ها را می پذیریم .
در یک ارتباط ما درصددیم به کشف انگیزه فرد مقابل بپردازیم! و نکته مهم این است که آن چه که پذیرفته می شود ، چیزی است که خودمان تصویر می کنیم نه آن چیزی است که فرد مقابل می گوید !
برگردیم به خودمان ، چند سوال از خودمان بکنیم . انگیزه من برای ازدواج چیست ؟ انگیزه من برای ادامه تحصیل چیست ؟ انگیزه من برای رفتن به سرکار چیست ؟ انگیزه من برای غذا دادن به حیوانات چیست؟ ... ما می توانیم سوال های زیادی مربوط به گذشته ، حال و آینده در مورد انگیزه از خودمان بپرسیم .
این کار را بکنید ، باور کنید بیش از چند دقیقه وقت نمی گیرد ، فرار نکنید ! جواب خودتان را بررسی کنید . فکر می کنم اگر این کار را بکنید ، چیز مهمی را کشف خواهید کرد !
باهم به یک سوال مشترک انسان ها بپردازیم . انگیزه شما یرای ازدواج چیست؟ یا چه بود؟
در پاسخ های شما ، احتمالا واژه هایی چون : غریزه ، میل ، کشاننده ها ، نیاز ، نیت ، اراده و یا الزام وجود دارد. اندکی بیاندیشید ! آیا واقعا انگیزه شما همین است ؟ ( یا بوده است؟)
به نظر می رسد که واقع امر برای خودمان هم مبهم باشد! چند بار در زندگی رفتار یا گفتاری داشته اید که بعد ناچار شده اید که به توضیح و اصلاح بپردازید؟ برای مثال از کلام شما کسی رنجیده است ! و بعد شما اصلاح کرده اید که نظرتان خیر بوده است نه آزردن ؟ با خودتان رو راست باشید ! آیا واقعا چنین بوده؟
گمان می کنم که دیگر دارم آزارتان می هم ! ما برای برقراری ارتباط به حدس زدن انگیزه خود و مخاطبمان نیاز داریم .
پژوهش ها بیانگر آن هستند که انگیزه های انسان از منابع گوناگون منشا می گیرند . و معمولا مردم انگیزه ای را بیان می کنند که جامعه پسند تر است و این الزاما مهمترین منشا نیست !
پس انگیزه را حدس بزنید ، اما به آن قطعیت ندهید . ذهنتان را باز نگاه دارید و انگیزه های دیگر را نیز ببینید .
بخشی از خطابم به عزیزانی است که در چت روم ها فعالند . در کشور ما اکثر هویت هایی که در چت روم ها اعلام می شود ، ساختگی است . افراد در پشت نقابی مخفی شده اند و به همین دلیل انگیزه های آنان نیز مخفی تر است . بد بین نباشید ، آگاه باشید !
برگرفته از سایت استاد آرین
لمس کردن صورت: کـشـیدن گـوش و مـالیدن چشم علامت پـنـهان کاری می بـاشد. مالیدن چشم ها میگوید: من قادر به نگاه کـردن به شما نیستم چون ارتـبـاط چـشمها قطع گردیده. همچنین مالیدن بینی نیز دلالت بر دروغگویی میکند.
ادامه مطلب...
خانم ها مبتکروخلاق می باشند
زمان برای خانم ها ارزش خاصی دارد
دوستان عزیز ازاین به بعد میخواهم رازهایی را درباره ی بهترشدن روابط زناشویی وهمچنین دختروپسرهای جوانی که میخواهند ازدواج کنن بنویسم که واقعا معجزه میکند من اینارو خیلی مواقع درمشاوره هام بکاربردم ومراجع ها خیلی راضی بودن
